محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
855
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفتند : « و كى با تو هست ؟ » گفت : « محمد . » گفتند : « مبعوث شده ؟ » گفت : « آرى . » گفتند : خوش آمديد « و براى پيمبر دعا كردند . » و چون درآمد ، مردى تنومند و نكو منظر ديد و از جبريل پرسيد : « اين كيست ؟ » جبريل پاسخ داد : « اين پدرت آدم است . » پس از آن وى را به آسمان دوم بردند و جبريل گفت : « بگشاييد . » و همان سؤال را از او كردند و در همه آسمانها سؤال و سخن همان بود . و چون درآمد دو مرد آنجا بودند و پيمبر پرسيد : « اى جبرئيل اينان كيستند ؟ » گفت : « يحيى و عيسى خاله زادگان تواند . » پس از آن وى را به آسمان سوم بردند و چون درآمد مردى آنجا بود و پيمبر پرسيد : « اى جبرئيل اين كيست ؟ » گفت : « اين برادرت يوسف است ، كه از همه كسان زيباتر بود ، چنان كه ماه شب چهارده از ستارگان سر است . » پس از آن وى را به آسمان چهارم بردند و در آنجا مردى بود و پيمبر پرسيد : « اى جبرئيل اين كيست ؟ » جبريل جواب داد : « اين ادريس است و آيهء « * ( وَرَفَعْناه مَكاناً عَلِيًّا 19 : 57 ) * » [ 1 ] را بخواند . پس از آن ، وى را به آسمان پنجم بردند و مردى آنجا بود و پيمبر پرسيد : « اى جبريل اين كيست ؟ »
--> [ 1 ] يعنى : و او را به مقامى بلند بالا برديم ( مريم : 57 )